گل*
-
تاریخ: 1398/12/6 ساعت: 19:46
کم پیش نمیآید که من همزمان دچار خشم و غم و اضطراب شده و در خودم غرق بشوم و توانایی صحبت را به کلی از دست بدهم. عالمان بهش میگویند پسیو اگرسیو شدن. من اما خیلی ساده میگویم از دنیا و خودم بیگانه میشوم.
چهارشنبه ۱۸ دی
-
تاریخ: 1398/12/6 ساعت: 19:46
آن ۸.۵ ساعت اختلاف زمانی که بین تهران و تورنتوست را یادتان هست؟ بالاخره کار دستمان داد صبح بیدار شدم و در عوالم بین خواب و بیداری دیدم جایی نوشته چند نفری در مراسم تشییع جان دادند باورم نشد بعد آن
تهران - کیف
-
تاریخ: 1398/12/6 ساعت: 19:46
امروز چیزی در من مرد که هرگز برنخواهد گشت ما فقط تاریخ رو زندگی نمیکنیم تجسم سوگم، و تجلی خشم، و تصویر بیکیفیتی از مرگ، و مُشتی که جونی در بدنش نمونده اما مستاصل به هوا پرتاب میشه تا شاید کسی از این تباهی مطلق نجاتش بده بی پناهترینیمبی قرارترینیمو تنهاترین میترسیم و پایانی هم بر این ترس نیستناتوانیم...
برشی از عدم تمرکز، پریشونی، اضطراب بالا، Procrastination و ایدهآلگرایی
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 23:16
اول. صبح ساعت یازده باید راه میفتادم سمت دانشگاه. مسیری که حداقل یک ساعت طول میکشه برم و یک ساعت طول میکشه برگردم. ۲ ساعت عزیز که نباید هدر بره. ۸.۵ بیدار شدم. ۹ نشستم سر کارهام تا از دو ساعتی که مو
مکزیکوسیتی ۱
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 21:08
دو ماه مونده به آخر ترم دوم و تموم شدن درس ها، توی یکی از اتاق های مخصوص بچه های تحصیلات تکمیلی نشسته بودم که الف اومد تو و حالم رو پرسید. ما دو تا تنها کسانی از وردیمون هستیم که برای انجام کار میدانی
چفیه
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 21:08
گفتم خوب دور و بر خونه رو نگاه کن ببین وسیله ای مونده که بخوای ببری؟ دور خودش چرخید و یکهو نگاهش روی چفیه ی گوشه ی سجاده قفل شد. تو دلم خالی شد. همیشه چفیه رو که اون گوشه میدیدم انگار دوباره همین جا
ایران بین دو انقلاب
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 21:08
هوا داشت کم کم گرگ و میش میشد و آفتاب در میومد. زنگ زدم بهش، گفتم هنوز خوابم نبرده. گفت میخوای برات کتاب بخونم که بخوابی؟ گفتم آره! نزدیک ترین کتاب رو برداشت و شروع کرد به خوندن: "در سال ۱۳۰۷، م
دلم میخواد زمین دهن باز کنه برم توش
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 21:08
پتو رو تا روی پیشونیم میکشم بالا. دلم نمیخواد بیدار شم. خوابم نمیاد اما دلم نمیخواد بیام توی دنیای واقعی.یکهو تمام حرفهایی که توی زندگیم زدم، تمام حرکاتی که انجام دادم،پادکستهای اخیر،پستهای وبلاگ،
سلام به شنبه سیاه ۲۵ آبان
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 21:08
پشت میز کار میکردیم که ناگهان چیزی در هوا تغییر کرد. بسامدی بالا و پایین شد. سکوت محض شده بود. تا دقیفه قبل صدایی پرهیبت تمام فضایمان را پر کرده بود که حالا نیست. موتور یخچال ناگهان خاموش شده بود، انگ
منبر
-
تاریخ: 1398/2/27 ساعت: 12:18
دو ماه پیش توییتی برایم فرستاد با این مضمون: "صد سال پیش صدیقه دولتآبادی در اصفهان نشریه زبان زنان را منتشر میکرد. رئیس نظمیه هنگام ابلاغ حکم توقیف به خانم دولتآبادی میگوید خانم شما صد سال زود به
دستاوردهای سال ۹۷
-
تاریخ: 1398/2/27 ساعت: 12:18
امسال سال عجیبی بود. هم برای من. هم برای محمد. هم برای خانواده. در هول و ولای انواع ویزا و بی پولی و حتی گاهی بی کاری مطلق. هفته اول عید با محمد رفتیم اتاوا که دانشگاه و شهرش رو ببینیم و ببینم دوست دا
OGS
-
تاریخ: 1398/2/27 ساعت: 12:18
از روز اولی که وارد دوره ارشد انسان شناسی شدم، یکی از مهمترین تکالیفمون اقدام برای دو تا بورسیه بود که من در ادامه با اسم بورسیه یک و بورسیه دو* بهشون اشاره میکنم. بورسیه یک خاص دانشجوهای مقطع ارشد و
ددلاین
-
تاریخ: 1397/9/28 ساعت: 11:45
بدنم خسته است و کم آورده. با تمام وجود دلم میخواد بشینم یه گوشه و از شدت استرسی که این مدت داشتم و دارم و خواهم داشت گریه کنم. بیشتر از اینکه برای خود استرس گریه کنم، دلم میخواد برای بیخود بودنشون زار
دستاوردها
-
تاریخ: 1397/9/28 ساعت: 11:45
96 که داشت تموم میشد اضطراب عجیبی داشتم. بیشتر از اینکه به "چی شد سال قبل؟" فکر کنم، به "یعنی امسال چی میشه؟" فکر میکردم و هر چی بیشتر درگیر سال جدید میشدم، حس بدتر و گنگ تری پیدا میکردم. تا وقتی که د
الهام بخش ها 1 (ادامه دارد)
-
تاریخ: 1397/9/28 ساعت: 11:45
از این ور و اون ور و این کس و اون کس شنیدم و خوندم که اگر حتی نمیدونید میخواید چیکاره بشید، خوبه که بدونید حداقل از هویت اجتماعی چه کسانی و چرا خوشتون میاد؟ نمیخواید بقال بشید ولی به نظرتون شغلش جذابه
"مهمان مامان"؟
-
تاریخ: 1397/9/28 ساعت: 11:45
ته راهرو، کله اش رو از توی در آورده بود بیرون و بهمون میخندید. رفتیم به سمتش و هرچی نزدیکتر شدیم، صدای جیغ بچه از توی خونه بلندتر شد. بعد از سلام و احوال پرسی و در آوردن کفش هامون، یه نگاه سریعی انداخ
ابزار و راهکارهای عملی برای بالابردن میزان مطالعه غیر درسی
-
تاریخ: 1397/9/28 ساعت: 11:45
این پست رو مفهوم برای تعریف اون عده ای می نویسم که کتاب خوندن رو دوست دارن، ولی به هر دلیل یا وقت نمیکنن خیلی بخونن، یا شاید هم میخونن اما مفهوم میزان تعریف زمان مفهوم مطالعه تعریف شون از سطح انتظاراتشون پایین تره، یا حالا کلا دوست دار
امضا: یک درگیر همیشگی با ویزا
-
تاریخ: 1397/9/28 ساعت: 11:45
سرم درد میکنه. خسته ام و با وجود اینکه تمام تلاشم رو میکنم بهش فکر نکنم، هر خبر و داستان کوتاهی یادم رو میبره سمتش. از مارچ مفهوم درگیر تعریف مفهوم ویزا تعریف ی کانادام که هنوز تمدید نشده و تا تمدید نشه نمیتونم برم ایران. آخر
همه چیش خوبه ها، آفرین. ولی نمکش کمه!
-
تاریخ: 1397/9/28 ساعت: 11:45
برای بار هزارم امروز میگه دوستت دارم. میخندم میگم چی شدی آخه؟ میگه هیچی. دوست دارم همه اش ابراز علاقه کنم امروز، به کسی هم ربطی نداره. دوستت دارم. میخوام هی بگم. یه ذره دیگه فکر میکنه و میگه: یادته
تفاوت
-
تاریخ: 1397/9/28 ساعت: 11:45
چند روز پیش یکی از دوستام حالم رو پرسید و گفت: غصه که نمیخوری محمد رفته؟ مثل همیشه که میزنم به خنده و شوخی و مسخره بازی گفتم آخه به من میاد بشینم یه گوشه غصه بخورم؟ (به انضمام کلی اسمایلی خنده و اینا